بایگانی

بایگانی برای جولای, 2009

هميشه جسد خون آلود پدر را ميديدم

جولای 26, 2009 masood hedayati 12 نظر

jacques-pavoksy-w

من در همان روزهايی که پدرم مرد به دنيا آمدم. و مادرو چاره ای جز پذيرش اين مصيبت نداشت. چه ميشد کرد؛ در همان روزهايی که من به دنيا آمدم سربازهای جوان تکه تکه می شدند؛ زخميها را روی برانکارد ميبردند؛ در حالی که خون جسدشان روی زمين را نقاشی می کرد. و چشمهای سربازان جوان ديگری کور شده بود. و من تا سالها بعد تنها سرگرمی ام يک تلويزيون بود که ميکی موس نشان ميداد و چند گيتار و هزاران عقده. و هميشه جسد خون آلود پدر را ميديدم.