خانه > روز نوشته ها > با آنجا یکی نبود

با آنجا یکی نبود

_o

 

زن، مرد را در خیابان صدا زد

- آقا، ممکن است به من کمک کنید؟
هوا سرد است و جایی برای خوابیدن ندارم
آیا جایی را می شناسید؟

او به راهش ادامه داد، به پشت سرش نگاه نکرد
وانمود کرد که صدایش را نمی شنود
شروع کرد به سوت زدن در حالی که از خیابان رد می شد
چنین می نمود که از آنجا ماندن عذاب می کشید.

زن، مرد را در خیابان صدا کرد.
می توانست ببیند که زن گریه کرده است.
کف پاهایش تاول زده بود.
نمی توانست راه برود، اما تلاش می کرد.

آه خدایا! آیا کسی نمی تواند کاری کند؟
آه خدایا! حتما چیزی هست که تو بتوانی بگویی

خطوط چهره اش همه چیزرا گواهی می دهد
تو می توانی ببینی که او آنجا بود
ممکن است از همه جا رانده شده باشد
چون با آنجا یکی نبود.

 

  • اول سال نو رو دوباره تبريك مي گم  بخاطر تبريك هاتون ممنونم تو اين مدت كه نبودم دلم جدن واسه همتون تنگ شده بود ،  خوب بگذريم كه چه حرف ها چه عكس هايي در نبودم گفتين ساختين  همه يه پا  شده بودن واسه خودشون نويسنده  شما خاله شهلا نداشتين چيكار مي كردين جدن ؟
  • با انصراف خاتمي در انتخابات خيلي حال كردم  بعضي واسه اومدن خاتمي چي كاراكه  نكردن خاتمي هم خيلي راحت شلوارش رو كشيد پايين واسه تشكراز همشون  جيش كرد روشون لااقل نگفت تكليف اي همه سايت اون سينما سوخته ، … چي مي شه . سياست همين ديگه

 

  1. مارس 28, 2009 در t 4:23 ب.ظ | #1

    با انصراف خاتمي در انتخابات خيلي حال كردم بعضي واسه اومدن خاتمي چي كاراكه نكردن

    پسر انگار هوس کردی سال 88 شادروان شی نبینم از این اخر پست نوشت ا بزنی مگه نه ….
    ها گرفتی ؟ :D

  2. مارس 28, 2009 در t 8:48 ب.ظ | #2

    سلْام!!!!
    آقا مسعود به جای اینکه جیش آقای خاتمی رو اول سالی نثارمون کنی اگه از سفرت عکس داری آپلود کن!! آره دادا !!! سفر خوش گذشت؟؟
    مسعود جدی جدی جات خالی بوداااا ! اسمایلی پینوکیو :)
    بعد عکس این پستت اگه کار خودت بوده جدی جدی خیلی قشنگ بود. با اجازه انداختمش تو آرشیو عکسام. بعدا به دردم می خوره احتمالا!!
    حالا عکس کنار. ولی حقیقتاً تشخیص نیازمندی یک انسان و در اینجا از جنس زن واقعا سخته . حربه ی خیلیاشون هم بغل کردن یک بچه است. فکر نکنی من واقعا سنگ‌دل هستم. ابدا. چون هیچ مادری نمیتونه سردی بدن بچه‌ش رو زیر چادرش تحمل کنه. آره. ولی من به چشم خودم این مادر نما ها رو دیدم که الآن به راحتی نمیتونم قبول کنم این هم یه نیازمنده. سَرم درد گرفت پسر … آخه این چه پستیه. حال آدم رو می گیری.

  3. مارس 28, 2009 در t 8:57 ب.ظ | #3

    من عاشق این “یک روز دیگر در بهشت” با صدای فیل کالین هستم …
    دمت بسیار قیژ …
    سفر خوش گذشت؟ سوغاتی ما چی شد؟

  4. مارس 29, 2009 در t 12:10 ق.ظ | #4

    سلام داداش مسعود. به به بعد از یک سال آپ کردیا.
    سال نو شد و رفت پی کارش این واژه ی زشت از قلم تو نیفتاد؟؟!!!!
    از دست تو.

  5. مارس 29, 2009 در t 12:49 ق.ظ | #5

    به به سلام داش مسعود خودمون، خووووووووووش گذشت… چه عجب، دلتون تنگ شد…ما سوغاتی می خوایم جمیعاًً، مخصوصا اونایی که وقتی نبودی هی برات کامنت گذاشته… خوب یه سفر نامه هم بنویسا… تا بعد، خسته نباشی، ا مشب اجازه داری بخوابی، از فردا نه…

  6. مارس 29, 2009 در t 12:50 ق.ظ | #6

    یه کاری نکن که زبونم لال … شی، البته چون به احمدی نژاد چیزی نگفتی شاید کاریت نداشته باشند…

  7. مارس 29, 2009 در t 1:40 ب.ظ | #7

    سلام.
    باز به مرام خاتمی که فقط -به قول شما- جیش کرد. باز م جیش بهتر از ریدنه! اون هم از نوع اسهال

  8. مارس 29, 2009 در t 3:45 ب.ظ | #8

    به به تعطیلات خوش گذشت؟ رسیدن به خیر
    سیاست خیلی مزخرفه

  9. مانیا
    مارس 30, 2009 در t 8:38 ق.ظ | #9

    متلک خوبی نبود.

  10. مایسا
    مارس 30, 2009 در t 11:37 ق.ظ | #10

    سلام
    معلوم هست کجایی
    حتما بهم میل بزنی منتظرم

  11. مارس 30, 2009 در t 6:03 ب.ظ | #11

    سلام به گل پسر ورد پرس،خوبی داداش مسعود؟
    ای بابا،این که چیزی نیست،یکی به من اس ام اس زده نوشته شما به عنوان جنجالی ترین عامل نوروز امسال! شناخته شدین بابت خاله شهلا،فردا صبح خودتونو به نزدیکترین ستاد امر به معروف معرفی کن!!!!!!!!!
    چرااااااااااا خوب اخه؟ خاله شهلا به من چه آخه؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    مااااااااااادر جااااااااااان !!!!!!!!!!!!

  12. مارس 30, 2009 در t 10:43 ب.ظ | #12

    مسعود جون اولا سال نوت مبارک….دوما عکس عالی متعالی!…..ثانیا من می دونستم این سید ما دست همه رو میذاره تو پوست گردو!

  13. مارس 31, 2009 در t 7:19 ب.ظ | #13

    سلام ما هم برگشتيم ….دوباره سال نوت مبارك
    راستي سفر خوش گذشت ؟!؟!؟

  1. No trackbacks yet.